العلامة المجلسي

231

حياة القلوب ( فارسي )

بعضي گفته‌اند كه : در طرف مشرق يا مغرب نروئيده باشد كه آفتاب گاهى بر آن تابد وگاهى نتابد ، بلكه در صحراى گشاده يا قلهء كوهى بوده باشد كه پيوسته آفتاب بر آن تابد تا آنكه ميوه‌اش خوب برسد وروغنش صافتر شود . وبعضي گفته‌اند : در مشرق ومغرب معموره نباشد بلكه در وسط معموره باشد كه بلاد شام است وزيتونش بهترين زيتونها است . وبعضي گفته‌اند : در جائى نروئيده باشد كه پيوسته آفتاب بر آن بتابد كه آن را بسوزاند ، ودر جائى نباشد كه آفتاب بر آن نتابد وخام بماند ، بلكه گاهى تابد وگاهى نتابد ، نزديك باشد كه روغن زيتونش روشن شود بىآنكه آتشى به آن برسد ونور آن بر نور بيفزايد ، زيرا كه نور چراغ مضاعف مىشود به سبب صفاى روغن زيت ودرخشندگى قنديل وضبط نمودن چراغدان نور آن را ، هدايت مىكند خدا بسوى نور خود هر كه را خواهد ، ومىزند خدا مثلها از براي مردم وخدا به همه چيز دانا است « 1 » . وتأويل اين آية به وجوه بسيار كرده‌اند : أول آنكه : اين مثلي است كه خدا براي حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرموده ؛ ومشكاة ، سينهء حقيقت دفينهء آن حضرت است ؛ وزجاجه ، دل حكمت أو ؛ ومصباح ، پيغمبرى است ؛ نه شرقي است ونه غربى يعنى نه نصراني است ونه يهودي ، زيرا كه نصارى به جانب مشرق نماز مىكنند ويهود به جانب مغرب ؛ وشجرهء مباركه ، پيغمبرى است كه إبراهيم عليه السّلام باشد ونور محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نزديك است كه ظاهر گردد از براي مردم هر چند سخن نگويد . دوم آنكه : مشكاة ، إبراهيم عليه السّلام است ؛ وزجاجه ، إسماعيل عليه السّلام ؛ ومصباح ، محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ؛ وشجرهء مباركه ، إبراهيم عليه السّلام است زيرا كه أكثر پيغمبران از صلب أو بهم رسيده‌اند ؛ ونه شرقي ونه غربى يعنى نه يهودي ونه نصراني است . يَكادُ زَيْتُها يعنى نزديك است كه محاسن محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ظاهر گردد پيش از آنكه وحى به أو برسد ؛ و نُورٌ عَلى نُورٍ يعنى پيغمبرى از نسل پيغمبرى .

--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 143 ؛ تفسير بيضاوى 3 / 199 .